احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
281
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
نمايند . در نتيجه حكومت موقتى نظام السلطنه نيز بايران مراجعت و مركز خود را در كرمانشاه قرار داد . با اين ترتيب منهم موفق شدم مأموريت خود را در سرزمين ايران شروع نمايم . قبل از حركت از اسلامبول ملاقاتى با سفير كبير آلمان مقيم تركيه ( كنت ولف مترنيخ ) دست داد . پس از يك سلسله سئوالاتيكه در باب وضعيت عمومى نمود نامبرده تذاكراتى راجع بحكومت نظام السلطنه و ژاندارمرى ايران داده و توصيه نمود در روابط خود با آنها نهايت احتياط را مرعى دارم ، بوى اطمينان دادم مقصود از مأموريتم بقبضه درآوردن ايران نيست ، بلكه منظور اصلى ايجاد روابط با افغانستان و تهديد هندوستان مىباشد . ضمنا ملاقاتهاى ديگرى با انور پاشا وزير جنگ تركيه و على پاشا رئيس اداره امور ايران در وزارت امور خارجه تركيه و با ( بافن نورات ) مستشار سفارت كبراى آلمان و ( كنت شولنبورگ ) رئيس اداره عمليات قفقاز صورت گرفت و با هريك از آنها مذاكرات جداگانه راجع بحوزه مأموريت خود به عمل آوردم . چون براى عمليات جنگى قبل از همهچيز پول لازم بود لذا در برلن دستور داده بودم مقدارى ليره طلاى عثمانى و مقدارى سكه يكقرانى نقره مطابق نمونهء كه از سفر اول خود بايران برسم يادگار براى برادرم آورده بودم بضرب برسانند . علاوه بر اين چهار ميليون مارك اسكناس 10 و 20 و 100 ماركى آلمان همراه داشتم كه روى آنها هم از هريك به پول ايران از قرار دو تومان و نيم و پنج تومان و بيست و پنج تومان با مهر قرمز چاپ شده بود . كاروان مخصوصى مأمور حمل سكههاى طلا و نقره از راه حلب و بغداد گرديد . سكههاى مزبور بتعداد معينى در كيسههاى پارچهء دوخته و بعد در صندوقهاى چوبى باربندى شده و رويهمرفته هر صندوقى محتوى پنج هزار سكه بود . موقعى كه كاروان پول ببغداد رسيد مشاهده گرديد كه يك صندوق محتوى سكههاى طلا بينهايت سبك است و معلوم شد كه ظاهرا حرارت آفتاب در بين راه بصندوق مزبور صدمه وارد آورده و آن را سوراخ كرده است و كليه محتويات اين صندوق باستثناى يك سكه طلا همهگى در راه مفقود شده و از بين رفته است . كليه اقدامات و تجسساتيكه براى بدست آوردن آن به عمل آمد بىنتيجه ماند . پس از انجام اين مقدمات خود من باتفاق ( ژنرال گرسمن ) در اوايل ماه اوت 1916 از اسلامبول حركت و از طريق حلب و موصل به طرف بغداد عزيمت نموديم . چون ساختمان راهآهن بغداد هنوز كاملا خاتمه نيافته بود ناچار قسمتى از راه را كه از كوههاى صعب العبور آسياى صغير ميگذرد و قسمت ديگر از رأس العين تا موصل را كه از صحرا ميگذرد با اتومبيل طى نموديم . شدت گرما و زيادى حشرات موذى فوق العاده اسباب زحمت بود در موصل مجبور بوديم چهار روز توقف نمائيم تااينكه كلكى كه مخصوصا براى عبور از شط براى ما ميساختند حاضر شود ( كلك عبارت از يك قسم قايقى است كه براى عبور از فرات و دجله به كار ميرود ) عمارت كنسولگرى آلمان در موصل براى توقف ما تخصيص داده شده بود و از شدت گرما ناچار بوديم شبها روى بام بخوابيم مسافت بين موصل و سامره 5 روز طول كشيد . مسافرت با كلك خيلى مطبوع و گوارا بود زيرا كه سقف آن از شدت حرارت آفتاب ميكاست و مخصوصا در موقع طلوع و غروب خورشيد رنگآميزى طبيعت در افق سحرانگيز بود . از سامره بقيه راه را با راهآهن طى نموده و با يك قطار بارى وارد بغداد شديم . در بغداد كارمندان باقىمانده سفارت را جمعآورى نموده و پس از تهيه لوازم مسافرت بالاخره به طرف ايران رهسپار شديم . كليه بنه و اسبابها را بوسيله قاطر پيشاپيش فرستاديم و خود با اتومبيل بارى حركت نموديم . شدت حرارت در صحراى بىآب و علف قواى جسمانى و روحى را به كلى فلج كرده و ما را باندازهء بيحال كرده بود كه قادر بصحبت كردن و فكر كردن نبوديم . براى مزيد بدبختى همانروز اول مسافرت از بغداد ساعت سه بعد از ظهر چرخ عقب اتومبيل شكست و با يك تكان سختى سرنشينان خود را به پائين انداخت .